آنچه در این شماه می خوانیم : . . .

به نام خدای بهار آفرین،بهار آفرین را هزار آفرین.
با سلام و عرض ادب و احترام به پیشگاه شما مخاطبان عزیز ماهنامه آوای لالة زرد
در دومین ماه سال 91 یعنی اردیبهشت ماه هستیم. ماهی که برای همه تالاسمی های ایران زمین معنا و مفهومی خاص دارد چون در این ماه مناسبتی هست که متعلق به این عزیزان می باشد گرچه متاسفانه سالنامه های ما گنجایش درج آن را ندارند
اما این روز با خون و گوشت این عزیزان و خانواده هایشان عجین شده و هرگز با پاک کردنش نمی توانند آن را از ذهن این عزیزان بزدایند.
زدودنی نیست چون آمیخته با درد و مشقت و مسائل هر روزشان است.
زدودنی نیست چون آمیخته با آمال و آرزوهایشان و خواسته های به حقشان از دنیای فانی شان است. زدودنی نیست چون آمیخته با نامهربانی ها و کاستی هایی که در حق شان روا می دارند است.
گرچه بظاهر این روز را در سالنامه ها عنوان نمی کنند اما این روز در قلب جامعة 18000 نفری تالاسمی و همراهانشان این چنین حک شده:
18 اردیبهشت روز مقاومت و صبر تالاسمی بر صابران زمان گرامی باد.
و از یاد رفتنی نیست.
ما نیز این روز و مناسبت عزیز را غنیمت می شمریم به نوبه خود اولاً به خانواده ها و کل جامعه تالاسمی تبریک گفته و بردلهای صبورشان درود می فرستیم و از خداوند متعال کریم اجری در خورشان مسئلت می نمائیم.
ثانیاً از تمام همراهان این جامعه به پاس زحمات و تلاشهایشان تقدیر و تشکر کنیم و توفیقات روز افزونشان را مسئلت نماییم
« شاد و پیروز و سربلند باشید در زیر سایۀ الطاف الهی» به قلم: میرموسوی
بنام خالق درد و مرهم که هر دو را آفرید تا مکمل هم باشند و عامل نزدیکی دلها.
بیائید 18 اردیبهشت را بهانه ای برای بیاد انداختن برخی موارد به آندسته از مسئولان و متولیان امور جامعه تالاسمی و همچنین اعضای درد آشنای این جامعه باشیم
به مناسبت روز باشکوه 18اردیبهشت ، روز من روز تو و روز ما ؛ روزی که امروزه حتی از عنوان مناسبتش در تقویم رسمی کشور امتناء میکنند اما من به آن افتخار می کنم و در تقویم قلبمان آنرا حک می کنیم. روز جهانی تالاسمی را به تمام دوستان عزیزم تبریک عرض می کنم.
بیائید بیشتر با خود و تالاسمی خود آشنا شده و با شناخت درست ، در شناساندن درست تر به دیگران بکوشیم.
این واژه زیبای تالاسمی که برروی ما نقش بسته ، می تواند معانی و برداشته های زیادی هم از سوی ما و هم از دید دیگران داشته باشه.
برداشته ها و دیدگاه هایی که گاه و بی گاه موجب آزارها و سرخوردگی ها و انزوای عزیزان این جامعه (جامعه تالا) می شود و تنها راه حل این مشکل همان شناخت درست از خود و مسئله ای که با آن درگیرند، بیماری تالاسمی را از این رو مسئله عنوان می کنم، چون مسئله قابل حل است و نباید آن را بصورت مشکل لاینحل تلقی کرد.
تالاسمی عارضه ای بیش نیست و امروزه با توجه به تکنولوژی های موجود و پیشرفت های پزشکی "بیمار تالاسمی به فرد تالاسمی" تبدیل شده و می تواند همچون شخصی عادی زندگی کند البته به شرط و شروط.
من به شخصه زمانی که داخل جمعی قرار میگیرم از اینکه سایرین بدونن من یک تالاسمی هستم هیچ هراسی ندارم بلکه خیلی دوست دارم اگه لایق باشم به بنده بعنوان یکی از اعضای جامعه هجده هزار نفری تالاسمی بنگرند. شاید بگویید و حتی الامکان با فعال و شاد نشان دادنم با این تفکر غلط که فرد تالاسمی انسانی بی حال و بی رمقی است ، نا و توانی ندارد مبارزه کنم.
شاید با خود بگوئید که این بشر چقدر به خودش مطمئنه و از خودش ممنونه و یا در نازو نعمت زندگی می کنه و از مشکلات دنیای تالا بی خبره نه عزیزان لازمه که بدونید که 31ساله با این عارضه زندگی کردم و با گوشت و پوستم لمسش کردم .
درد پاره شدن رگ توسط اسکالو رو چشیدم ورم زیرجلد را که در اثر پاره شدن رگ و خونریزیش به وجود میاد را بارها تجربه کردم.
لرزیدن تا اعماق وجودت طوری که انگار تمام استخوان ها در حال جدا شدن را پس از تزریق که در اثر کراسماچ بد و حساسیت به خون رخ می داد را تحمل کردم. و خیلی موارد دیگه که می شود یک کتاب نوشت.
این یک واقعیت غیرقابل انکار است که عارضه تالاسمی دارای مسائل زیادی است اما قابل حل و نادیده گرفتن و صورت مسئله و پاک کردنش اشتباست ، درسته یکسری کم وکاستی هایی وجود دارد ولی نباید ناشکر بود بدونین که خداوند به اندازه توانایی و امکانات و نعمتی که به آدمی داده از آن تکلیف می خواهد پس این یک فرصته که با اندک امکانات و با همین شرایط خاص که داریم بتونیم تو جامعه با سربلندی قدمهای محکمی رو زمین برداریم و الگویی بشیم برای سایرین حتی اونایی که همه امکانات مادی و تن سالم دارند و با گردن کلفتشون که فقط به اندازه دور کمرته از تو و شرایطی که در اون قرار داری و توانایی های تو و کارهایی که از دستت برمیاد حسرت می خورند.
مگه این شعر و نشنیدید .
خدا گر زِحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
اگه هر کدوم از ما به این باور برسیم که تک تک ما نماینده 18000 نفراز جامعه تالاسمی ایرانیم و روی یک کشتی سوار و عازم یک مقصدیم و کوچکترین کم کاری ما به این کشتی لطمه خواهد زد ، دیگرکاری نمی کنیم که سایرین به خود اجازه نگاه چپ و فکر بد نسبت به این جامعه را بدهند و تصور اینکه فرد تالاسمی یک مرده متحرک و روبه زوال است از ذهن و صحنه روزگار محو خواهد شد .
پس !
تورو خدا بخاطر خودت و همنوعانت بیا و همسو با این قطار و همسفرانت در راه بهبود وضعیت جامعه تالا باش و قدم بردار و همچون آبی باشید که در حین لطافتش سنگهای سخت سر راه را به مرور زمان کنارزده و برای حرکت راه باز می کند .
بیا !
1- اول نگرش تونو در قبال این واژه زیبای تالاسمی عوض کنید و عبارتهای (افسوس ،درد ، ناتوانی ، ناامیدی، مشکلات و...) را اجازه ورود به ذهن خود ندهید.
2- همیشه و در همه حال شاداب و لبخند بر لب داشته باشید بخصوص دربرخوردهایتان با سایرین چون لبخند راه مناسب برای تاثیر بر دیگران وجذابیت فراوانی را به شما می دهد و می تونید اگه مشکلی هم دارید با لبخند او نو بپوشو نید.
3- از اینکه دیگران از شرایط شما با خبر شوند هرگز نترسید. بگذارید بدانند شما این نقص کوچک را دارید و اما کارهای زیادی از دست تان بر می آید. دراین صورت بجای حس ترهم به شما احساس افتخار و تحسین دارند و از معاشرت بیشتر با شما استقبال می کنند.
4- تا جایی که می توانید با جمعی از دوستان در جامعه حاضر شوید و از جامعه ومردم آن و شرکت در مراسم و برنامه های عمومی دوری نکنید و با دوستان بصورت پرشور شرکت کنید.
راهکارهای زیادی می شود برای موفقیت در این راه ارائه داد اما وقت اندک است و بیشتر از اینم نمی خواهم باپرگویی هام سرتونو بدرد بیارم.
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشته ای ،
اما حالاکه به آن دعوت شدی از یکبار فرصتت استفاده کن؛
تا می توانی زیبا برقص.
موفق وپیروز و سربلند باشید
یا علی
به قلم : میرموسوی
یکی از ویژگیهای تقویمها و سالنامهها در کشور عزیزمان این است که یادآور روزهای بزرگ و رویدادهای مهم نیز هست عموماً اکثر روزهای سال به زیرنویسی مزین گشته که باعث نگردد خدای ناکرده مشکلات زندگی، ما را غافل کند هر چند برخی از روزها اهمیت بیشتری دارد و حتی بودجهای نیز برایش اختصاص پیدا میکند و حتی ممکن است آن روز به هفته و یا ماهها تبدیل شود؛
به عنوان مثال در تقویم میخوانیم روز 27 خرداد روز جهاد کشاورزی در حالی که برای این روز میبایستی کشاورزان نمونه هم انتخاب شوند و برای دیدار با مسئولین حتی ممکن است هفتهها هم طول بکشد و بعضی از روزها هم که اهمیت کمتری دارد با نصب پرده و پلاکارد در حد بودجه خودشان در یک ساعتی تمام میشود تا رفع مسئولیتی هم باشد ولی بعضی از روزها هم در تقویم هست که نه قبولی خاصی دارد تا حرکتی انجام دهد و هم اینکه معلوم نیست در این روز باید تبریک گفت و جشن گرفت و یا ناراحت بود و عزاداری کرد و تسلیت گفت روز تالاسمی یکی از همان روزهاست که در اردیبهشت ماه میباشد. سالهای قبل بعضی از سازمانها و نهادهایی که برای بیماران زحمت میکشند با نصب پرده و یا پوستر یادآور این روز بودند که امروز با توجه به مشکلات بودجهای واقعاً دست آنها هم بسته شده است بدتر از همه این که نمیتوان این روز را از تقویم پاک نمود زیرا روز جهانی تالاسمی از طرف سازمانهای جهانی اعلام شده است، فقط میتوانیم بگوییم که روز تالاسمی هم مثل بیمار تالاسمی باید غریبانه برگزار شود همانطوری که هیچکس از مشکلات تالاسمی آگاه نشده از روز تالاسمی هم آگاه نباشد و بیماران به همدیگر این روز را تبریک و تسلیت گفتند.
به قلم : مقدم
مروری بر روشهای تصویربرداری تشخیصی درمانی در تالاسمی
افشان شیرکوند، کارشناس ارشد فیزیک پزشکی، مرکز تصویربرداری پردیس نور
مقدمه:
تالاسمی معمول ترین ناهنجاری های خونی وراثتی در جهان بحساب می آید. در برخی از مناطق جهان از جمله کشورمان ایران، به عنوان یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی شناخته می شود. بیشتر بیماران مبتلا به بتا تالاسمی ماژور برای ادامه حیات نیازمند به تزریق خون منظم می باشند . با تشخیص به موقع بیماری و در دسترس بودن پروتکلهای صحیح درمان تالاسمی و کنترل بیماران توسط متخصصان خون کیفیت بیماران تالاسمی ارتقا یافته طوریکه این بیماران هم اکنون مانند افراد سالم زندگی می نمایند. اما همواره پیشگیری از تالاسمی بر اساس تشخیص پیش از ازدواج یا تولد ایده آل ترین حالت ممکن است.
تصویربرداری تشخیصی:
زمانی که پدر و مادر ناقل ژن تالاسمی هستند یک زوج در خطر نامیده می شوند. در این حالت به ازاء هر بارداری احتمال 25% تولد جنین مبتلا به تالاسمی ماژور وجود دارد. به منظور انجام مشاوره ژنتیک و تشخیص قبل از تولد نیاز به تهیه نمونه بافت می باشد. این نمونه از جفت تهیه می شود. با بررسی آن امکان تشخیص اختلالات ژنتیکی میسر می گردد.
سه نوع آزمایش وجود دارد که تعیین می کنند آیا جنین مبتلا به تالاسمی است یا خیر.
1- آمنیوسنتز (نمونه برداری از سلولهای جنینی مایع آمنیون) : که در هفته پانزدهم بارداری توصیه میشود.
2- کوردوسنتز(نمونه برداری از خون جنینی) : که در هفته هیجدهم بارداری توصیه میشود.
3- سی وی اس (نمونه برداری از شبکه عروق کریونی) : که انجام آن در هفته دهم تا یازدهم بارداری توصیه میشود.
18 اردیبهشت بهانه ای برای نگرشی متفاوت به دنیای تالاسمی بهانه ای برای گرامی داشت،تقدیر،تشکر، گله و بیان حقایق و هرآنچه که ناگفته مانده از جامعه تالاسمی و درحقش جفا شده و این روز ، روز بیان آن است.
به پاس 18 اردیبهشت،روز لاله های زرد.
به پاس همه دوستانی که تا چند صباحی پیش نزد ما بودند حال رفتند.
به پاس مادران و پدرانی که در حسرت رهایی ما از درد و رنج و عذاب، رفتند.
به پاس زحمات مادران مهربان سپید جامعه مان که از کودکی با مشقت و خون دل با رگهایمان کلنجار می رفتند تا سوزن نامهربان را با رگ مان آشنا سازند.
به پاس فرشتگان نجات مان که درد سوزن را برای اهداء زندگی به ما تحمل می کنند و هرگز ما را نمی بینند.
به پاس زحمات مهربانانی که به دقت کیسه های زندگی را برای مان مهیا می سازند تا جانی تازه بگیریم.
به پاس زحمات NGOها ، انجمن ها، خیریه هایی که با تلاش فراوان در خط مقدم کمک به ما در حالی که متولیان اصلی از این امر شانه خالی می کنند فعال هستند و پا به پای ما برای فردایی بهتر همراهی مان می کنند.
حال با صدای رسا فریاد بر می آوریم که ما هستیم.
ما هستیم چون حکم بر این است.
هستیم:
به رغم تلاشها و زحمات بی دریغ سازمانهای بیمه گر.
به رغم تلاشها و زحمات بی دریغ وزارت بهداشت و درمان.
به رغم تلاشها و زحمات بی دریغ مافیایی دارویی.
به رغم تلاشها و زحمات بی دریغ متولیان امور درمان که تمام هم و غم خود را موطوف به سرنگونی بیمار تالاسمی می کشند و بجای ریشه کنی بیماری، کمر همت به ریشه زنی بیمار تالاسمی بستند.
به رغم تلاشها و زحمات بی دریغ متولیان امور درمان که ریشه زنی را با تعویض ناگهانی دارویی که عمری امتحان خودرا پس داده و تالاسمی با دردش کنار آمده و به درمان با آن ادامه می داد ، با دارویی که هنوز آزمایشات بالینی خود را پس نداده و تنها بدلیل ارزان تمام شدنش که در مدت 4سال توزیع با عوارضاتش جان بسیاری را گرفته و تازه به فکر آزمایشات بالینی آن افتاده اند.
ما هستیم و به امر خدا خواهیم ماند ، نه به امید این پدر خوانده های نامهربان فوق الذکر.
خواهیم ماند چون باید بمانیم و این یک تکلیف است.
خواهیم ماند چون ناله ها ،اشکها و دعاهای مادران و پدران پشتیبان ما هستند. همان آه و ناله ای که در هنگام دردمان از ته دل می کشند. همان اشک هایی که مادران مان در زیر چادرانشان می ریزند و با گوشه چادر پاکش می کنند تا ما نبینیم.
همان اشک های پدران مان که در خلوت خود میریزند تا ما نبینیم و از استواریشان در نزد ما کاسته نشود.
ما هستیم چون باید بمانیم تا آیتی باشیم برای آندست که در یوم الحسرت در نزد پروردگارشان خجالت زده ظاهر می شوند ، آنهایی که می توانستند دستی را به حکم وظیفه انسانی و شغلی ، بگیرند و مرهمی باشند برای التیام دردی ، اما نشدند و نبودند!!!!!!!!!!!!
ان الانسان لفی خسر
ما هستیم تا با تمام این مشکلات بگوییم که می توانیم باشیم . هستیم با تمام تبلیغات منفی و مخدوش سازی های رسانه های جمعی از چهره فرد تالاسمی؛ که از سویی او را مرده متحرک می دانند و از کار افتاده و نیازمند توجه و از بیماریش غولی می سازند برای سایرین و از طرفی هیچ حق و امتیاز ناچیزی برایش قائل نیستند و با اینکارشان چوبی لای چرخشان هستند برای حرکت به جلو.
ما هستیم تا بگوییم با تمام مشکلات پیش رو می توانیم باشیم و با عزم خود بیمار تالاسمی گذشته را به فرد تالاسمی تبدیل کنیم و مانند تک تک افراد جامعه می تواند زندگی عادی با شغل و تحصیلات ، زن و فرزند داشته باشیم ؛ اگر بگذارند.
هستیم چون در روز نخست بیعت مان با پروردگار اینگونه مقرر شد :
هرکه در این دهر مقرب تر است جامع بلا بیشترش می دهند.
ما هستیم تا یادمانی باشیم از پرستوهای ایل مان همانهای که بودند و امروز ما رهروان آنانیم.
ما هستیم تا بگوییم که تالاسمی آن چهره رنجور که کیسه خونی در مقابلش آویزان شده ، تصویر غلطی که دستاویز و ابزار تبلیغ صفحات وبلاگها ، وب سایت های اینترنتی شده و به ما تحمیل می کنند ؛ نیست.
هستیم تا بگوییم : چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید
هستیم تا بگوییم که امروزه تالاسمی را باید در لباس پزشکان ، مهندسان ، معلمان ، هنرمندان، بازاریان ،رانندگان حتی در مشاغل سخت تر و در فعالیت های ورزشی و فرهنگی ببینید که توانمندی خود را به رخ سایرین می کشد.
من هستم چون کوه محکم در برابر دنیای مشکلاتم /
من هستم چون خورشید گرم و مهربان /
من هستم چون رود خروشان /
من هستم چون ابر بخشنده
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ..... ثبت است بر جریده عالم دوام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است .... زان رو سپرده اند به مستی زمام ما
به امید موفقیت تمام تالاهای عزیز ایران زمین تا خاری باشند در چشم تمامی کسانی که نمی خواهند ما باشیم
به قلم: میرموسوی
اولین دوره مسابقات دارت جامعه تالاسمی استان گیلان به مناسبت روز جهانی تالاسمی
در تاریخ 18/2/91 در محل دفتر سابق انجمن تالاسمی استان گیلان برگزار گردید.
این دوره مسابقات به همت انجمن تالاسمی استان گیلان و برای اثبات این مدعا که افراد تالاسمی این استان دارای توانمندیهای بیشماری در عرصه های مختلف اجتماعی، از جمله عرصه ورزش میباشند، تدارک دیده شد. و با عنایت پروردگار و حضور کم نظیر دوستان تالاسمی در این مسابقات این مدعا بر همگان ثابت گردید.
امید است برگزاری این مسابقات موجب گردد تا مسولین این استان بالاخص مسئولین ورزشی گیلان توجه بیشتری را به این قشر توانا که به ناحق ناتوان نامیده میشوند، معطوف نمایند تا به حول و قوه الهی بتوانیم در عرصه های کشوری و جهانی افتخاراتی بیش از از آنچه تا کنون کسب نموده ایم، بدست آوریم و به جایگاه اصلی خوبش نائل آییم.
این دوره از مسابقات در ساعت 09:30 صبح روز 18 اردیبهشت با حضور 7 شرکت کننده خانم و 12 شرکت کننده آقا از شهرستانهای آستانه اشرفیه، رشت، لاهیجان، لنگرود ، شروع شد که پس برگزاری مسابقاتی نفس گیر و تنگاتنگ در نهایت در ساعت 13:30 نفرات برتر مشخص شده و مسابقات به انتها رسید.
اسامی نفرات برتر به شرح زیر است:
خانمها:
1- فاطمه رحیمی (لنگرود)
2- میترا پرتو احمدی (لنگرود)
3- سارا رستگارمنش (لاهیجان)
4-طاهره میرزا زاده (آستانه)
آقایان:
1- علیرضا زائر (رشت)
2- ژوبین غفاری (لاهیجان)
3- احسان رشیدی (رشت)
4- رضا حسین نژاد (لنگرود)
مقام های تیمی مسابقات:
مقام اول: لنگرود (8 امتیاز)
مقام دوم: رشت (6 امتیاز)
مقام سوم: لاهیجان (5 امتیاز)
مقام چهارم: آستانه اشرفیه ( 1 امتیاز)
در پایان مراسم با اهدای جوایز نفرات برتر شرکت کنند و قدردانی از حضور پررنگ و موثر این عزیزان به پایان رسید./
گردآورنده: عظیمی
پارهای از کارها را انسان انجام میدهد نه به منظور سودی از آنها و یا دفع زبانی به وسیله آنها، بلکه صرفا تحت تأثیر یک سلسله عواطف که عواطف اخلاقی نامیده میشود، از آن جهت انجام میدهد که معتقد است انسانیت چنین حکم میکند.
فرض کنید انسانی در شرایطی سخت، در بیابانی وحشتناک قرار گرفته است، بیآذوقه و بیوسیله، و هر لحظه خطر مرگ او را تهدید میکند.
در این بین، انسانی دیگر پیدا میشود و به او کمک میکند و او را از چنگال مرگ قحطی نجات میبخشد. بعد این دو انسان از یکدیگر جدا میشوند و یکدیگر را نمیبینند. سالها بعد آن فردی که روزی گرفتار شده بود، نجات دهندهی قدیمی خود را میبیند که به حال نزاری افتاده است، به یادش میافتد که روزی همین شخص اورا نجات داده است.
آیا وجدان این فرد در اینجا هیچ فرمانی نمیدهد؟ آیا به او نمیگوید که پاداش نیکی، نیکی است؟ آیا نمیگوید سپاسگزاری احسان کننده واجب و لازم است؟
پاسخ مثبت است...
آیا اگر این فرد به آن شخص کمک کرد، وجدان انسانهای دیگر چه میگوید؟ و اگر بیاعتنا گذشت و کوچکترین عکسالعملی نشان نداد، وجدانهای دیگر چه میگویند؟
مسلما در صورت اول وجدانهای دیگر او را تحسین میکنند و آفرین میگویند، و در صورت دوم ملامت میکنند و نفرین میگویند. اینکه وجدان ان انسان حکم میکند "پاداش احسان، احسان است" قرآن کریم میفرماید:
و هم اینکه وجدان انسانها حکم میکند که "پاداش دهندهی نیکی را به نیکی، باید آفرین گفت بیاعتنا را بایدمورد ملامت وشماتت قرار داد" از وجدان اخلاقی ناشی میشود و این گونه اعمال را خیر اخلاقی میگویند.
معیار بسیاری از کارهای انسان "خیر اخلاقی" است، و به عبارت دیگر، بسیاری از کارها را انسان به جهت "ارزش اخلاقی" انجام میدهند نه به جهت امور مادی. این نیز از مختصات انسان است و مربوط است به جنبهی معنوی انسان و یک بعد از ابعاد معنویت اوست سایر جانداران هرگز چنین معیاری ندارند، برای حیوان، خیر اخلاقی مفهوم ندارد و ارزش اخلاقی بیمعنی است.
دانستنیهایی از قرآن( کار خیر را کوچک نشمارید)
" واقیمو الصّلاة و آتو الزکاة و ما تقدّموا لأنفسکم من خیر تجدوه عند اللّه انّ اللّه بما تعلمون بصیر" .(سوره بقره_آیه110)
نماز را برپا دارید و زکات بدهید و بدانید که هر چه از کار خیر برای خود پیش میفرستید، آن را نزد خدا خواهید یافت و به تحقیق خداوند به همه کارهای شما آگاه است.همچنانکه نباید انسان گناهان را هرچند کوچک و محقّرند، کوچک بشمارد و نادیده بگیرد زیرا ممکن است غضب الهی در همان گناه کوچکی باشد که از نظر انسان کوچک است ولی از نظر خداوند بزرگ، گو اینکه اگر انسان گناهان را کوچک شمرد، به تدریج قلبش پر از گناه میشود و دیگر مجال هدایت و اصلاح برای او نمیماند. به همین منوال است،اعمال و کارهای خیر، پس ممکن است
از نظر ما یک کار خیری کوچک و بیارزش باشد ولی از نظر خداوند، بسیار ارزشمند باشد، از آن که بگذریم همین کارهای خیر کوچک است که به تدریج زیاد میشود و هرچه بیشتر شود، از گناهان ما کاسته شده و بر ثواب و اجر ما افزوده میگردد. و به هر حال تمام کارهای خیر ما چه کوچک و چه بزرگ، در روز قیامت مایه خرسندی و اطمینان خاطر ماست.
پس هیچ کار خیری را نباید کوچک شمرد، همچنانکه نباید به کارهای خیر بسیار،مغرور شد، زیرا قصد قربت و خلوص در هر دو حالت لازم است، تنها چیزی که در اینجا مطرح است، این است که ضمن داشتن خوف و هراس از هر گناه کوچکی، انسان باید به هر کار خیر و عمل صالحی که انجام میدهد_هر چند کوچک_ امیدوار باشد،ای بسا همان یک کار خیر موجب غفران تمام گناهان انسان گردد وتأمین کننده بهشت برین باشد.
در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود:« افعلو الخیر ولا تحقّروا منه شیئاً، فانّ صغیره کبیر و قلیله کثیر».( بحار، ج71، ص190)
کار خیر انجام دهید و هرگز چیزی از آن کوچک مشمارید چرا که کوچکش و کمش افزون است.
و در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که میفرماید:
« لاتصغّر شیئاً من الخیر، فانک تراه غداً حیث یسرّک». (بحار، ج71، ص182)
و هیچ کار خیری را کوچک مشمار، زیرا فردای قیامت آن را به نحوی خواهی دید که مایه خرسندی و خوشحالیت باشد.و در این آیه مبارکه نیز به همین معنی تصریح شده است که نتیجه هر کار خیری را در روز رستاخیزخواهید دید، و آنچه از اعمال صالحه که پیش برای خود بفرستید، نتیجه شیرینش را در خواهید یافت. و آنچه در این آیه دیده میشود تأکید بر نماز و زکات است، سپس میفرماید هر کار خیری را پیش فرستادید، آن را نزد خدا خواهید دید. و با اینکه نماز و زکات نیز از اعمال خیر است ولی چون از اهمّیت بیشتری برخوردارند لذا خداوند آنها را مقدّم بر تمام کارهای خیر داشته است، پس اگر انسان نماز بخواند و رابطه معنوی خود و خدایش را قوی و محکم گرداند و زکات مالش را بدهد و از این راه نیز رابطه خود و بندگان خدا را محکم نماید، بی گمان راه را برای سایر اعمال خیر بر روی خویش باز کرده و به توفیقات الهی، موفّق خواهد شد زیرا کارهای خیر از این دو حالت خارج نیست یا برای خودسازی و تزکیه نفس و ایجاد رابطه معنوی بین انسان و معبود است و یا برای بذل مال در راه خدا و تقویت رابطه معنوی بین انسان و بندگان خدا است.
در آخر آیه آمده است که: خداوند به هر کاری که انجام میدهید آگاه است. و این جمله برای تأکید بر این مطلب است که خیال نکنید، کار خیری از کارهای شما نادیده گرفته و یا به حساب آورده نشود بلکه خداوند تمام کارهایتان را به حساب میآورد و از هیچ کوچک و بزرگی فروگذار نخواهد بود. در سوره آل عمران آیه 30نیز همین معنی را میبینیم که میفرماید: « یوم تجد کل نفس ما عملت من خیرٍ محضراً» روزی که هر کس هرچه کار خیر انجام داده است، روبروی خود حاضر ببیند.
و در آخر سوره زلزال نیز میخوانیم: « فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره» هرکه به اندازه ذرهای کار خیر داشته باشد آن را خواهد دید و هر که به اندازه ذرهای کار بد داشته باشد، آن را خواهد دید.
گردآورنده: حسین نژاد
نظرات ()